یک نماینده چکار می تواند بکند؟
این روزها برخی محافل سیاسی و حتی خانوادگی و فامیلی بحث انتخابات مجلس آینده را نقل مجالس خویش کرده اند و جدای از قضاوت های با علم یا بدون علم و تصورات غلط و درست و این قبیل موارد، نوعی تحول را در گزینش نهایی یک نماینده جستجو می کنند.
گویی که اگر نماینده ای اینچنین و آنچنانی انتخاب شود به کوتاه درنگی شهر و روستای ما این می شود و آن.
یک مشکل تاریخی
اگر بخواهیم مسیر تعالی و توسعه را درنوردیم باید از حلقه های مفقوده و باز فزاینده عقب گردی ها شروع کنیم.
ما ملت شریف ایران در یک فرآیند تاریخی دچار عقب ماندگی های فراوانی شده ایم که برخی از درون ماست و عده ای از برون.
اینکه گمان کنیم در هر جامعه ای یک فرد، یک قهرمان، یک کاریزما به تنهایی و با گزینش او تحولات مثبت پی در پی خواهیم داشت، گمانی عبث است.
در ادبیات توسعه امروز ما، بر یک نکته کلیدی تاکید می کنند و آن "بنیان گذاری و اصلاح ساختارهای تحول جامعه" است.
از ساختارهای اساسی تحول اجتماع، "قوانین و برنامه های تدوینی" در آن است و اهمیت مجلس شورای اسلامی و به تبع نمایندگان مجلس نیز از همین منظر است.
فرض کلی بر این است که نماینده نه آشنا به قوانین موضوعه و ابعاد حیات انسانی بلکه متخصص این حوزه ها باشد، کم اطلاعی مردم از وظیفه اصلی مجلس شورای اسلامی و نماینده متناسب آن منجر به حضور ممتد افرادی در این جایگاه رفیع شده است که معمولا نه آنچنان حرفی برای گفتن دارند و نه اندیشه ای برای تحول.
مجلس شورای اسلامی قوه عاقله و مدبر شئون مختلف تحولات کشور است و نمایندگان گزینش شده این مردم هستند که چگونگی این تحولات را رقم می زنند.
بنگریم که که را برمی گزینیم و کدام قله یا دره را دورنما قرار داده ایم.
کلام آخر:
یک نماینده – به شرط صلاحیت ها – طراح و قوه عاقله تحولات مثبت و پیش رونده کشور و ملت خواهد بود و این عظیم ترین کارکرد اوست.
