1. اين روزها، تراز منفی تجاری كشور مسالهای نگران كننده است. به طوری كه براساس
آمارهای منتشره در سال گذشته میزان صادرات كالای غیر نفتی كشور بالغ بر 18 میلیارد
و 700 میلیون دلار بود در مقابل واردات كشور 5/68 میلیارد دلار اعلام شده است. اگر
تنها تراز تجاری را در نظر بگیریم 50 میلیارد دلار تراز منفی دارد در حالی كه بنا
كردن اقتصاد ایران بر واردات به معنای ساختن بنایی سست و لرزان است. تراز تجاری
خالص خدمات ما هم در مدت یاد شده 8/8 میلیارد دلار منفی است كه با احتساب تراز
تجاری كل به عدد 60 میلیارد دلار منفی میرسیم كه موضوعی بسیار نگران كننده است.
آن كه الفبای اقتصاد را درك كند، میداند كه چه پایههای لرزانی در اقتصاد به وجود
آمده است. صرف نظر از اینكه چه الگوی تجاری مد نظر بوده و چه شعاری داده شده،
درعمل وضعیت شكنندهای امروز برای اقتصاد ایران به وجود آمده است. سال صادرات كالاي غير نفتي واردات تراز تجاري منفي نتيجه 1387 7
/ 18 ميليارد دلار 5
/ 68 ميليارد دلار 50
ميليارد دلار · شكنندگي در توليد و عرضه اقتصاد ملي · كوته نگري در تخصيص منابع و تصميم گيري · افزايش رويه هاي انبساطي مالي ضد اقتصاد · افزايش تورم ساختاري · افزايش بيكاري · كاهش سرمايه گذاري · صعود فعاليت هاي اقتصاد پنهان و دلالي · اتلاف شديد سرمايه ها و منابع · افزايش قدرت گروه هاي ذي نفوذ
سياسي-اقتصادي-رانتي 2. براساس آمارهای رسمی بانك مركزی حجم نقدینگی
در پایان 6 ماه اول سال 84 به میزان 75 هزار میلیارد تومان بوده كه این رقم در
پایان 6 ماه اول سال جاری به 215 هزار میلیارد تومان رسیده است. چنین حجم نقدینگی
به این اندازه پاسخی به تولید ملی ندارد، زیرا با وساطت گروهای ذی نفوذ و صاحب
نفوذ به یك موج قدرتمند برای تداوم واردات منجر میشود و این موج به معنای گسترش
وابستگی و نابرابری است. 3. نرخ رشد تشكیل سرمایه ناخالص داخلی موضوع
دیگری است كه براساس شاخصهای سند چشم انداز در حاشیه مانده است. بر اساس قواعد
سند چشم انداز قرار بود در طی سالهای برنامه چهارم با میانگین تخصیص سالانه 20
میلیارد دلار منابع ارزی رشد 12 درصدی در برنامه را تجربه كنیم این درحالی است كه
در سالهای گذشته به دلیل هرینه كرد 50 میلیارد دلار میزان تشكیل سرمایه كمتر از
این رقم بوده كه این به معنای اتلاف منابع ارزی كشور بوده است. در اين راستا مي
توان به مطالعهای كه بر مبنای آن به ازای هر یك میلیارد دلار یكصد هزار فرصت شغلی
ایجاد می شود، اشاره كرد و مي توان گفت: براین اساس باید 5 میلیون فرصت شغلی از
بین رفته است. از سویی به ازای هر یك میلیارد دلار درآمد حاصل از خام فروشی100
هزار فرصت شغلی از بین میرود. 4. گمان من این است كه توجه به روندهای نگران كننده
ما را به یك فراخوان ملی و تمهید نظام دیدبانی و مشاركت ملی در اموری كه سرنوشت
همه ما به آن وابسته است، باید بینجامد زیرا امروز مسئله چه كسی برچه صندلی بنشیند
نیست وقتی تراز تجاری میلیاردها دلار منفی است و در فرآیند تخصیص منابع اینگونه بیتوجهی
می شود، به معنی این است كه به آینده ظلم میكنیم. 5. راهكار شرایط فعلی اقتصاد ایران را فصل الخطاب
قرار دادن علم در سیاستگذاری است و علت العلل و منشا اصلی روندهای نگران كننده
امروز بیاعتنایی دولت به روندهای كارشناسی واخذ تصمیمهای انبساطی در اقتصاد است. والسلام
