تبليغاتX
روز وب

روز وب

در احوال حیات ظاهری و باطنی روزگاران ما

سلام خدمت برادر اشیری ضمن عرض ارادت چند نکته در خصوص نقد ایشان را جهت تکمیل بحث ضروری می دانم.
1. این نقد باعث شد که نسبت به صراحت عنوان مقاله تردید کنم.به نظرم لازم بود عنوان مقاله را نسبت اصولگرایان با اقتصاد بازار ازاد یا اینکه اصول گرایان نسبت خود را با اقتصاد بازار ازاد روشن کنند می گذاشتم.
ابهامی که برادر سعید در خصوص عنوان روش شناسی مقاله مطرح کردند به نظرم با توجه به عنوان مقاله درست باشد.اما محتوای این ابهام را برطرف می کند .توجه برادر عزیزم را به این نکته جلب می کنم که اولا در این مقاله اصول گرایی به عنوان یک جریان سیاسی به کار رفته شده است که اتفاقا همانطور که گفته شده این جریان ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/10ساعت   توسط سعید اشیری  | 

 " خاستگاه اصول‎گرایی در حوزه فرهنگ و مناسبات اجتماعی و تعاملات سیاسی کم و بیش روشن است. خاستگاه اصول‎گرایان در حوزه فرهنگ و اجتماع و سیاست متفاوت از دیگران است. اما در حوزه اقتصاد، رویکردها کم و بیش یکسان است؛ همه از اشتغال حرف می‎زنند و تورم را تحمل نمی‎کنند. رشد و عدالت را با هم می‎خواهند، بر تولید تأکید می‎ورزند".
با فرض اينكه اصول گرايي در اين بخش به معناي جريان سياسي و مصطلح اصول گرايان تلقي شود، بايد گفت در ميان همين اصول گرايان و نگرش هاي كارشناسانه اي كه دارند به هيچ وجه نگرش يكساني در مسائل كلي اقتصاد وجود ندارد. مثلا بر خلاف آنكه صداهايي از ميان اصول گرايان بر نقد ساست هاي انبساط مالي و پولي* وجود داشت در عين حال برخي از مقامات رسماً از انتخاب تورم در مقابل ركود حمايت كردند و حتي برخي پايه ي تحليل خود را بر اساس تحليل هاي از دور خارج شده ي 70-60 ساله ي مندرج در تاريخ مكتب اقتصاد كلاسيك ارائه نمودند **.
لذا به نظر نمي رسد حتي در انتخاب اهداف اقتصادي – كه اوليه ترين اقدام هماهنگ سازي براي ارائه و اجراي برنامه هاي اقتصادي است – جريان اصول گرا نقش درست و منطقي را ايفا كرده باشد.

به علاوه هم چنانكه در يادداشت "گونه شناسي نقدهاي اقتصادي بر دولت نهم" آمده است نقدهاي بسيار ديگري نيز در اين مهم بر اين دولت رواست كه به قطع و يقين قابل اغماض نيستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/08ساعت   توسط سعید اشیری  | 

 يادش بخير!
مي گفت آدمي در زندگي اش با دو دسته سوال پيوسته دم خور است:
سوال هايي كه آدمي در پي آنهاست،
و سوال هايي كه آنها در پي آدمي اند.
دسته ي اول روش معمول زندگي بشر است و نوعا سطح معيشت و لذت و رفاه و آرامش اين جهاني اش - به نسبتي كه كاوش مي كنند - ارتقاء يا فرود دارد.
اما اصالت حيات و آنكه ما را به "حيات طيبه" رهنمون است ، دسته ي سوال هاي دوم است.
اينكه "توهّم دانندگي"، و به تعبير برخي ديگران "جهل مركب" - آنكه نداند كه نداند - بيماري فراگير بخش مهمي از جامعه ي امروز بشر است، به نظر درست و قابل تامل به نظر مي رسد.

راه پيشنهادي را بايد در طرح سوال هايي دانست كه آن سوال ها پيوسته در پي آدمي اند و بديهي ترين يافته هاي او را به چالش مي كشند و او را در سيري انفسي مهياي خروج از عالم تعلقات دنيوي مي كنند.

-------------------------

* به بهانه ي يادداشتي در وبلاگ ابتدا (www.ebteda.ir)

+ نوشته شده در  88/05/07ساعت   توسط سعید اشیری  | 

 دکتر! آقای دکتر! شما را چه شده است که به تنهایی در مقابل دیدگاه های همسنگران خویش ایستاده اید؟! برای ما هم بگویید. بگذارید حرف های مختلفی را که این روزها درباره شما می شنویم، باور نکنیم. بگذارید در ذهن های ما همچنان احمدی نژادی بمانید.

              ادامه ي مطلب ...


      /* /*]]>*/


+ نوشته شده در  88/05/02ساعت   توسط سعید اشیری  |