تبليغاتX
روز وب

روز وب

در احوال حیات ظاهری و باطنی روزگاران ما

محورهای اساسی که در ارائه ی یک مدل تعینی از آرمان و ارزش عدالت در حیات بشری بر اساس منابع دینی و وحیانی و عقلانی باید مورد توجه قرار گیرند، بدین صورتند:

*      برابری در منابع و فرصت ها

در جامعه نهاده های تولید و ثروت های طبیعی باید بر اساس معیارهای عادلانه در میان آحاد افراد جامعه توزیع گردد، چرا که افراد جامعه، حق یکسانی برای بهره مندی از منابع ثروت جامعه دارند (شهید صدر، 1357).

*      محکومیت فقر مطلق و تاکید بر تامین حداقل معیشت

با عنایت به تفاوت مفهومی فقر مطلق و نسبی، علاوه بر فقر مطلق باید فقر نسبی نیز از ساحت حیات جمعی انسان ها زدوده شود. با پذیرش اصل سهیم بودن انسانها در ثمرات مالکیت عمومی و دولتی، ضمانت اجتماعی تامین گشته و آزادی اقتصادی محدود به حفظ حدود مصالح عمومی می شود و ثروت در دست عده ای تمرکز نمی یابد و زمینه نابودی فقر فراهم می شود (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، 1374).

*      برابری در برابر قانون

ثروت هیچ گونه منزلت حقیقی و معنوی برای افراد ایجاد نمی کند و دلیلی برای تفاوت در پیشگاه قانون نخواهد بود. همه ی افراد جامعه باید در برابر قانون و مقررات یکسان دیده شوند و هیچ کدام بر دیگری برتری نداشته باشند (شهید بهشتی، 1378).

*      رفاه نسبی و متعارف

اسلام عزیز، نه تنها به از بین بردن فقر مطلق اکتفا نکرده است، بلکه از آنجا که اختلاف طبقات را هرگز نمی پذیرد، معتقد است با تکفل عام و توازن اجتماعی باید تا حد امکان مظاهر فقر نسبی را از بین برد (شهید صدر، 1350). با استناد به آیات و روایات دولت موظف است فقرا را تا زمانی که به وضع رفاهی متعارف جامعه نرسیده اند، تحت حمایت قرار دهد (شهید بهشتی، 1380) بدیهی است که با از بین رفتن فقر نسبی در جامعه، رفاه نسبی حاکم می گردد.

*      محدودیت در سقف ثروت

اسلام علاوه بر تامین حداقل معیشتها، توجه دارد که بدون محدود کردن ثروت ثروتمندان به یک حد متعارف و عادلانه، نمی توان عدالتی پایدار در جامعه را سامان داد. بنابراین باربری و عدالت در ثروت های بالا را نیز دنبال می کند (شهید صدر، 1357)..

 

+ نوشته شده در  87/07/24ساعت   توسط سعید اشیری  | 

عدالت اجتماعی به عنوان یک هدف اصلی و بنیادین برای همه ی انبیاء الهی (علیهم السلام) مشخص گردیده است (قرآن کریم، سوره حدید، آیه ی 25) و همچنین عدالت رکن اصیل و پایه ی فلسفه حقوق اجتماعی است (شهید مطهری، 1361).

خداوند متعال در تمام عالم قیام به عدالت دارد (قرآن کریم، سوره ی آل عمران، آیه ی 18) و مومنان را با تاکید به برپایی قسط مامور می کند (قرآن کریم، سوره ی نساء ، آیه ی 135) و هم چنین تاکید می کند که هیچ چیز شما را از اجرای عدالت باز ندارد، چرا که عدالت به تقوا نزدیک تر است (قرآن کریم، سوره ی مائده ، آیه ی 8) و خداوند عالم تکوین را بر اساس عدالت خلق کرده است و از انسان خواسته تا عدالت را در آن به پا دارد (قرآن کریم، سوره الرحمن، آیه ی 7-9).

امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرماید : "العدل یضع الامور مواضعها" (نهج البلاغه، کلمات قصار 437).

اگر عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینه استحقاقهای مساوی، البته درست است و عدالت این مساوات را ایجاب می کند. اما معنی حقیقی عدالت اجتماعی که باید در قانون بشری لحاظ شود، رعایت حقوق و شایستگی های افراد است یعنی اعطاء کل ذی حق حقه (شهید مطهری، 1363).

هدف غایی در نظام و یگانه معیار در احکام اقتصادی اسلام، برقراری عدالت به معنای توازن اقتصادی می باشد. بر این اساس هر آنچه در این توازن اخلال ایجاد کند، مورد تایید نیست. باید با هر چه جامعه ی اسلامی را به سوی طبقه ای شدن و سنگینی وزن یک طرف به ضرر دیگری سوق می دهد مبارزه شود. در نهایت در جامعه ی آرمانی هر چه کمیت و کیفیت تصاحب و مصرف اموال به ویژه مصرف در میان مردم نزدیک تر باشد بهتر است (حکیمی، 1367).

اسلام بر خلاف مکتب سرمایه داری، عدالت و توزیع ثروت را نه به مفهوم محدود آن یعنی "توزیع محصول" بلکه به مفهوم وسیعتر و عمیق تری که شامل "توزیع عوامل تولید" است، معتقد می باشد (شهید صدر، 1357).

+ نوشته شده در  87/07/06ساعت   توسط سعید اشیری  |