تبليغاتX
روز وب

روز وب

در احوال حیات ظاهری و باطنی روزگاران ما

یادداشتی در جامعه شناسی دورود

 

در رویکردهای جامعه شناختی یک محدوده جغرافیایی مشخص حداقل به دو شیوه می توان بدان پرداخت.

رویکرد نخستین، در نظر گرفتن مشخصات و خصوصیات جامعه بزرگتر از آن محدوده و حرکت از یک وضعیت تحلیلی کلی به مناطق و محدوده های بخشی است.

به نوعی بکارگیری تکنیک حرکت از کل به جزء.

که در این صورت می توان احوال و شاخصه های جامعه شناختی کشور عزیزمان ایران را بررسی و تحلیل نمود و از خصوصیات کلی به مباحث و محدوده های جزئی رسید.

اما رویکرد دوم، نگاه و روشی است که از درون بخش ها و محدوده های جزئی تر آغاز می شود و در سیر کلی قرار می گیرد تا به وضعیت بررسی کشوری می رسد.

گویی که خرده فرهنگ ها چون جویبارانی اند که به مرور و درنوردیدن زمان و جغرافیا به کشور دریا می رسند.

در این یادداشت ما رویکرد دومین را بنا بر ملاحظاتی برمی گزینیم.

فارغ از بحث جغرافیایی دورود، به چند عنصر اولیه و غالب در کلیت جامعه شناسی دورود بر می خوریم که به مواردی از آن اشاره می شود.

1- رشد پر شدت جمعیتی

دورود از آن دسته شهرهایی است که رشد جمعیتی پر شدتی داشته است که این مساله معلول این عوامل است:

-         رشد جمعیتی به سبب رشد زاد و ولد و کاهش مرگ و میر

-         مهاجرت جمعیت کشاورزان روستاهای اطراف

-    یکجا نشینی جمعیت عشایری که در سال های دورتر طبیعت حوالی دورود ییلاق کوچ ایشان بوده است

-    مهاجرت جمعیت خواستار کار به جهت رشد برخی صنایع بزرگ و مراکز خدماتی نظیر راه آهن، کارخانه سیمان، مجتمع صنایع دفاع، فولاد و چدن، بانک ها، دانشگاه آزاد و ....

 

2- معنویت گرایی

هر چند انتخاب و بر شماری و گزینش شاخص های معنویت گرایی به لحاظ یک مفهوم کاملا ارزشی-کیفیتی کار صعب و خطیری است اما بر اساس آمارهای نظیر رتبه نخست جمعیت نماز جمعه در غرب کشور، برگزاری جلسات مذهبی هیئات هفتگی زنان و مردان، تشکل حدود هشتصد هیات عزاداری در ایام محرم وصفر، تکریم و احیاء ایام فاطمیه، مساجد نسبتا پر رونق، دعوت اندیشمندا اسلامی و روحانیان متعدد، شاخص نسبت جمعیت طلاب و روحانیان به کل جمعیت شهرستان، تکریم . علاقمندی به سادات، وضعیت مناسب رفتارهای عمومی از جمله حجاب، روابط عاطفی فامیلی و خانوادگی بالنسبه مناسب، روحیه بسیار بالای دردمندی و عاطفه ورزی در مصائب درگذشتگان و ... .

البته علاوه بر موارد فوق موارد دیگری قابل برشماری است که در نوع خود قابلیت بررسی را خواهند داشت.

هر چند که در کنار موارد فوق که تجلیات معنویت گرایی محسوب می شوند آفات و به نوعی انحرافات جزئی و در برخی موارد افراط و تفریط هایی قابل بررسی اند که بنا بر اختصار این نوشتار از آنها صرفنظر می کنیم.

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت   توسط سعید اشیری  | 

 

صادرات و واردات سنگ

علي رغم شرايط نامطلوب اقتصادي و حوادثي كه در سال مالي 2005 پديد آمده در اين سال رشد تجارت سنگ ها به فراز هاي جديدي رسيد و افزايش ها به متغير ها ي اصلي تجارت سنگ تسري پيدا كرد و توانايي هاي بخش سنگ را در واكنش نشان دادن به شكل ها و رويدادهاي ناگهاني و حتي بالاتر از اين توانايي آن در مهار قاطعانه اين گونه پيشامدها را (در قالب  روند جهاني شدن مشخص ساخته ) نمایان ساخت.

ميزان توليد سنگ هاي آهكي خام از 2 /3 ميليون تن بالاتر رفته و در مقايسه با ميزان توليد سالهاي گذشته 4/5 درصد افزايش به ثبت رساند.

مقدار توليد سنگ هاي سيليسي خام با افزايش 1/9 درصدي به 6/8 ميليون تن رسيده و بدين ترتيب اندكي كاهشي كه در سال 2004 به خود ديده بود جبران كرده ميزان توليد سنگ با فرآوري ساده به 7/2 ميليون تن بالغ گشت .

اين نسبت به سال قبل 2/10 درصد كاهش نشان مي دهد و ( اگر  سال 1998 استثناء كنيم به لحاظ تاريخي اولين كاهش از اين نوع است و بالاخره مقدار توليد سنگ لوح با 9/10 درصد كاهش به يك ميليون تن رسيده كه اين كاهش به دنبال سلسله افزايش هاي پي در پي سالهاي قبل رخ داده است در مقياس جهاني ميزان مبادلة سنگ فرآوري شده با 3 درصد افزايش به 3/12 ميليون تن رسيد در نتيجه مجموعة مبادلات سنگ جهان در سال 2001 ، 1/24 ميليون تن بود كه اين نسبت به رغم سال 2002 ، 3/1 ميليون تن يعني 9/5 درصد افزايش نشان مي دهد

 در سال 2005 بيش از 356 ميليون متر مربع سنگ فرآوري  شده جابه جا شد كه نسبت به سال قبل 2/5 درصد افزايش  داشته است.

 اگر وضعيت مبادلة  سنگ را در طولاني مدت مورد ملاحظه قرار دهيم مي بينيم كه ميزان مبادلة سنگ در مقايسه با سال 1995 حدود 9 ميليون تن يعني 8/59 درصد افزايش يافته كه اين نشان دهندة متوسط افزايش سالانه 5/8 درصد است در مقايسه اين دو سال (1995 و 2005) ، تراز نامه نيز (در مقياس متر مربع ) ميزان رشد تقريباً مشابه اي را نشان مي دهد  افزايش مبادلة سنگ به ميزان 136 ميليون متر مربع معادل 8/61 درصد رشد كل و 8/8 درصد متوسط رشد سالانه است همچنانكه در اين نتايج قابل مشاهده است در هردو حالت ميزان رشد بخش سنگ از ميزان رشد كل نظام اقتصادي بيشتر بوده است در اين سال با فزايش مبادلات در مرد اكثريت متعلق محصولات ،يعنی 2/50 درصد آنها بوده با اين حال در اين شاخص (ميزان محصولات افزايش يافته نسبت به كل محصولات ) نسبت به سال قبل حدود 2 درصد كاهش وجود داشته كه تراز نامه را به سطوح سال 1999 بازگرداند و يك بهبودي ( هرچند اندكي ) را در ميزان مصرف داخلي رقم زد .

 اكنون اين واقعيت تثبيت شده است كه مصرف بيش از نصف مقدار كل سنگ هاي تزييني در كشورهايي غير از كشور محل استخراج آنها صورت مي گيرد اين اهميت بي چون و چراي تجارت بين المللي را اثبات مي كند و نيز نشان مي دهد كه جابجايي دست كم 8/4 ميليون تن بار (ميزان باطلة سنگ هاي خام مبادله شده ) هزينه بي موردي به هزينه هاي واقعي جابجايي افزوده است .

 لازم به ياد آوري نيست كه چند سالي است كه بدليل عواملي همچون اوضاع سياسي كشورهاي مختلف ميزان سنگ مبادره شده دست خوش افزايش مشخص و مهم مي شود از جمله تغييرات سياسي مؤثر بر اين افزايش مي تواند از فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي سابق و يوگسلاوي و جدايي چك از اسلواكي  نام برد.

در برخي از موراد ( مانند رابطة روسيه و اوكراين) ميزان اين تأثير واقعاً قابل توجه بود ، اگر چه به اندازه اي نبود كه براي روند جهاني اثر مهمي بگذارد. نكته اساسي اين است كه در سال 2005 بيش از 24 ميليون تن سنگ با انواع مختلف وسايل حمل و تقل جابجا شده (كه در اين ميان استفاده از كشتي داراي اولويت بوده ) وسايل نقليه چرخ دار، جهت تحويل سنگ ها به كارخانه هاي فر آوري يا ديگر مكان هاي مصرف آنها سيستم جابجاي و توزيع را پشتيباني كردند.

اين بدان معنا ست كه هزينه هاي پرداخت شده با كيفيت محصول ، موقعيت اقتصادي هر كشوري و نيز مسئله گرايش عمومي به مواد طبيعي رابطه داشته است گرايش به مواد طبيعي در عرصة طراحي دراولويت شديد است و مشترياني كه به اين عرصه تعلق دارند با رقابت مواد طبيعي را براي مصرف خود انتخاب مي كنند با همة اينها نظام حاكم بر تجارت نيز مانند انچه دربارة نظام توليد گفته شده متمركز است اين بدان معناست كه در حوزة تجارت سنگ موقعيتهاي به شدت متفاوت اند و زمينة دستيابي به يك ساختار يك دست تر (كه البته به نفع همه باشد ) وجود دارد.

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت   توسط سعید اشیری  | 

 

اقتصاد و بازاریابی صادراتی سنگ های تزیینی و نما

(با تاکید و نگرش سیستمی و تجزیه و تحلیل (SWOT

 

مقدمه

در هر اقتصادی، کالاها و خدماتی وجود دارند که در صورت تخصیص بهینه منابع، یعنی اختصاص ماشین آلات روزآمد و کارا، نیروی انسانی مناسب، سرمایه کافی، اطلاعات به هنگام و ... می تواند درآمد و سود قابل توجهی را نصیب عاملین اقتصادی ساخته و در بازارهای بین المللی نیز، سهم بازار مناسبی برای کشور به ارمغان آورد.

منابع و معادنی موجود در هر کشور در صورت بهره برداری بهینه، یعنی اعمال روش های صحیح استخراج، کنترل ضایعات و کنترل سرعت تخلیه ذخایر و ... می تواند سال ها تامین کننده ارز و پشتیبانی کننده صنایع باشد.

به موجب   اطلاعات منتشر شده از جانب "مرکز تجارت جهانی" (ITC) ، در شاخه مواد معدنی، 145 کشور صادر کننده محصولات معدنی بوده اند که ایران در این بین رتبه دهم را داشته است، اما قرار داشتن در رتبه دهم، با شاخص دیگری نیز همراه بوده است و آن اینکه ایران در شاخه معادن و محصولات معدنی دارای مزیت نسبی است.

یعنی وفور معادن، تنوع معادن، ارزانی نیروی کار و ارزانی انرژی می تواند ما را در تولید محصولات با قیمتی پایین تر از رقبای جهانی متمایز سازد و می توانیم در این زمینه تخصص پیدا کنیم.

همچنین همین اطلاعات (جدول 1) حاکی از این است که ایران در تولید محصولات معدنی دارای مزیت نسبی آشکار شده (RCA) است، یعنی اگر صادرات محصولات معدنی ایران را نسبت به کل صادرات ایران محاسبه کنیم، هم چنین در سطح جهانی نیز صادرات محصولات معدنی تمام کشورهای دنیا را بر کل صادرات جهانی محاسبه نماییم، از تقسیم این نسبت به یکدیگر، عدد مزیت نسبی آشکار شده ایران در صادرات محصولات سنگ های معدنی، 49/7 ، به دست می آید که بیانگر موقعیت ممتاز ایران را در این زمینه نشان می دهد .

شاخص فوق گویای این حقیقت است که توان صادراتی بالقوه ای در این زمینه وجود دارد وباید از آن بهره برداری گردد، لازم به توضیح است که 1< RCA نشانگر مزیت نسبی است.

بررسی مزیت نسبی آشکار شده محصولات صادراتی غیرنفتی ایران

 

شرح

تعداد کشورهای صادر کننده

 

رتبه ایران

 

RCA

 

 

مواد معدنی

منسوجات

تولیدات صنعتی اساسی

مواد شیمیایی

لباس و پوشاک

غذاهای فرآوری شده

145

109

120

125

114

141

168

10

42

106

111

113

132

138

49/7

05/1

25/0

13/0

14/0

22/0

60/0

منبع:2004 ٫ ITC

 

جدول (2) ذخایر مهم سنگ های تزیینی و نما در ایران، میلیون تن

نوع سنگ

ذخایر احتمالی

(وزارت صنایع و معادن)

ذخایر احتمالی سایر منابع

سهم ایران از دنیا

مرمریت

780

1371

% 42

چینی

515

630

% 19

مرمر

298

14

% 4/0

گرانیت

190

1221

% 3/37

تراورتن

90

33

% 1

منبع: اقتصاد سنگ، مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، تهران 1383

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت   توسط سعید اشیری  | 

 

توليـــــد

طي سال 2005حدود 65 ميليون تن سنگ تزييني (بدون احتساب ميزان باطله) توليد شده كه در مقايسه با سال قبل 8 درصد افزايش نشان مي دهد. اين ميزان رشد با رقم رشد متوسط دهه 1990 هم تراز و حتي 2 درصد بالاتر از ان است.

در اين سال مقدار كل باطله (با احتساب باطله برداري و بدون به حساب آوردن مقدار باطله اي كه در مصارف جايگزين استفاده شده) بيش از 90 ميليون تن بود. اين ميزان باطله باز هم مسئله چه كردن بااين مواد زايد را مطرح مي سازد و اين مسئله را به يكي از اولويتهاي اقتصاد بخش سنگ تبديل مي كند.

در پايان سال 2005  توليد سرانه جهاني سنگهاي تزييني (با كسر كردن همة ضايعات) به 3/6 كيلوگرم رسيده ، در حاليكه اين رقم در سال قبل 8/5 كيلوگرم بوده است قاعدتاً اين افزايش توليد سرانه حاكــي از ميزان مصرف سنگهاي تزييني است و با آن مطابقت مي كند ( دربارة وضعيت مصرف سنگ  ها به طور مفصل تر سخن خواهيم گفت) اين ميزان افزايش توليد سرانه به معني 2/14 ميليون متر مكعب افزايش در حجم توليد جهاني سنگ فراوري شده است ارزيابي مجدد فرآورده هاي سنگ هاي آهكي كه در سال 2004 در بازار تجارت سنگ هاي تزييني شروع شده بود در سال 2005  نيز ادامه يافته و لزوماً  به كاهش برش فرآورده هاي سنگ هاي سيليسي و لوح منجر شد در واقع تغييراتي كه در تركيب مجموعة استخراجي و فرآوري شده صورت مي گيرد بدون لحاظ كردن بــــازار ممكن نبود فقط مي توان مدت زمان طولاني تري تداوم يابد اين به دليل ان است كه ساختار سيستمهاي كارخانه مخصوصاً آنهايي كه از خيلي قبل تأسيس شده و هنوز كاملاً مستهلك نشده اند  تعويض و جانشين سازي را در خيلي  از بخشها ضروري مي نمايد كه بايد با توجه به حساب سود وزيان و با در نظر گرفتن ملاكهاي محكم و استوار صورت بگيرد . بدين ترتيب پس از اعمال تغييرات شرايط جديد توليد تا مدت زيادي ادامه مي يابد.

توزيع جغرافيايي توليد سنگ هنوز هم در اروپا (شامل كشورهاي غير عضو بازار مشترك اروپا) بخش عمده اي را به خود اختصاص مي دهد. اگر چه ميزان توليد جهاني رسيده است. قاره آسيا كه سهمهاي عمده توليد آن متعلق به چين، هند و ايران است، با گامي به جلو به 40 درصد توليد جهاني دست يافته و بدين ترتيب 15 درصد توليد جهاني سنگ براي سه قاره ديگر باقي مانده است.

سيزده كشور دنيا بيش از يك صد ميليون تن سنگ استخراج مي كنند و مجموع ميزان استخراج آنها 8/74 درصد كل استخراج جهاني را تشكيل مي دهد . اين نشان دهندة وجود تمركزي شديد در دنياي سنگ است چنانكه گذر زمان قادر به ايجاد توازن در آن نيست. از اين سيزده كشور ، پنج كشور در اتحادية اروپايي، يك كشور اروپايي غير عضو بازار مشترك ، چهار كشور در آسيا  دو كشور در آمريكا و يك كشور در آفريقا  هستند.

 از ميان كشورهايي كه بيشترين پيشرفت را داشته اند بار ديگر بايد از چين و هند نــــام ببريم كه همچنان رتبه هاي اول و سوم خود را در رده بندي جهاني حفظ مي كنند و اين در حالي است كه ايتاليا و اسپانيا به ترتيب رتبه هاي دوم و چهارم را دارند.

در بين سيزده كشور برتر ، ايتاليا، اسپانيا و يونان در اروپا و كره جنوبي در خاور دور تنزل رتبه يافته اند. در مورد اين سه كشور اروپايي ، اين نزول ناشي از ركود نسبي در تقاضاي سنگ داخلي به نفع سنگهاي وارداتي (اكثراً خام) بود و در مورد كره جنوبي  علت نزول ، افزايش قابل توجه خريد  سنگهاي توليدي از چين بود كه سريعاً باعث به وجود آمدن وضعيتي شد كه قبلاً چند سالي در بازار ژاپن رخ داده بود.

در جمع كشورهاي رده دوم جدا از كشورهاي اسكانديناوي كه توليد كننده وصادر كنندة سنتي گرانيتهاي گرانقيمتي هستند لهستان و جمهوري چك نيز فعلا  موقعيت هاي خوبي در اروپا دارند اين دو كشور اخير به لطف همسايگي با آلمان و قيمتهاي رقابتي شان افتخاراتي كسب كرده اند.

 در آسيا اين موقعيت ها در اختيار فيليپين و عربستان صعودي است در همين حال تايوان بار ديگر توانست  قابليت خود را در كار فرآوري سنگ  اثبات كند.

 مكزيك به بركت رونق صادرات مرمريت و تراورتن به ايالت متحده ، از جايگاه خوبي در آمريكاي لاتين برخوردار است.

 در حالي كه آرژانتين و ونزوئلا  علي رغم انكه شروع به ارتقاء خود كرده بودند اكنون ايستا و راكد هستند.

 در آفريقا ، مصر اكنون به عنوان دومين توليد كنندة قارة سياه پس از آفريقاي جنوبي به خوبي تثبيت پيدا كرده و پيشرفت زيادي در ارتقاي موقعيت خود در رده بندي جهاني داشته است ،منطقي است كه فرض شود  رشد هاي صورت گرفته در توليد موجب افزايش رشد ميزان اشتغال نيز شده و اين در حالي است كه تعداد شاغلان در بخش سنگ (بدون در نظر گرفتن اين رشد ) بالغ بر چندين ميليون نفر بوده است ،  به علاوه اين واقعيت كه بيشترين افزايش ها در كشورهاي داراي نيروي كار ارزان ، از قبيل چين و هند( كه در  آنها نرخ هر نفر ـ ساعت در متوسط نرخ است ) حاصل شده است نشان مي دهد كه روند توليد متناسب نبوده و مسئلة تغيير و اصلاح همراه با ارزيابي روانشناختي مجدد اين حرفه و البته ، مسئلة ايمني كار ، جز مسائل اصلي بخش سنگ است .

+ نوشته شده در  86/05/28ساعت   توسط سعید اشیری  |